پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲۵

از حریم ما سخن چین چون سخن بیرون برد؟

باد نتوانست نکهت زین چمن بیرون برد

شمع را خاکستر پروانه اینجا سرمه داد

کیست راز عشق را از انجمن بیرون برد؟

در به روی طوطیان آیینه از زنگار بست

این سزای آن که از خلوت سخن بیرون برد

پرتو لعل لب او گر نیفروزد چراغ

راه نتواند تبسم زان دهن بیرون برد

دولت تردامنان پا در رکاب نیستی است

زود شبنم رخت هستی از چمن بیرون برد

شمع تر کرد از عرق پیراهن فانوس را

کیست تا پروانه را از انجمن بیرون برد؟

سرمه خط خامشی گرد لب ساغر کشید

تا مباد از مجلس مستان سخن بیرون برد

هر که می خواهد شود فکر جهانگردش غریب

به که چون صائب گرانی از وطن بیرون برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲۷هرکه با خود درد و داغ دل‌سِتان را می‌برد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۲۸زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۲۹جنبش مژگان حضور از دیده و دل می برد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۳۰عشق اول ناتوانان را به منزل می برد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۳۱از فسون عالم اسباب خوابم می‌برد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۳۲شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می برد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۳۳چشم خونبارم گرو ز ابر بهاری می برد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳۴وسعت مشرب زدل اندیشه فردا نبرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.