پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۲۴

رخت هستی زین جهان مختصر خواهیم برد

کشتی از خشکی به دریای گهر خواهیم برد

راه بی پایان و ما بی برگ و همراهان خسیس

با کدامین توشه این ره را بسر خواهیم برد

می کند بیتابی دل پیروان را پیشرو

ما به منزل رخت پیش از راهبر خواهیم برد

در بهاران سر چرا از بیضه بیرون آوریم؟

در خزان چون سر به زیر بال و پر خواهیم برد

با خمار آن به که صلح از باده گلگون کنیم

چون ازین میخانه آخر دردسر خواهیم برد

دیگران در خاک اگر سازند صائب زر نهان

ما به زیر خاک رخسار چو زر خواهیم برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۲۶آب شد دل تا به آن شیرین شمایل راه برد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۲۷هرکه با خود درد و داغ دل‌سِتان را می‌برد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۲۸زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۲۹جنبش مژگان حضور از دیده و دل می برد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۳۰عشق اول ناتوانان را به منزل می برد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۳۱از فسون عالم اسباب خوابم می‌برد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۳۲شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می برد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۳۳چشم خونبارم گرو ز ابر بهاری می برد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.