پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۰۶

مکن دراز به طعن فلک زبان گستاخ

ترنج دست قضا را مکن نشان گستاخ

نهاده اند ز هر خار در کمان تیری

مکن نگاه به گلهای بوستان گستاخ

ز داغ شاه، نظرهاست هر شکاری را

مده ز دست درین صیدگه عنان گستاخ

نشان تیر هوایی همان کماندارست

به قصد چرخ منه تیر در کمان گستاخ

ز کاوکاو، شرربار می شود آتش

منه به حرف کس انگشت در بیان گستاخ

ز عقل نیست به تیغ قضا زبان بازی

میار زمزمه عشق بر زبان گستاخ

ز برق خرمن گل خانمان شبنم سوخت

به شاخ گل مگذارید آشیان گستاخ

حریف ناوک غیرت نمی شوی صائب

به هر شکاری لاغر مکش گمان گستاخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۰۸مکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخ
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۰۹وقت است بگذریم چو موج از شراب تلخ
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۱۰شد زسر گردانی من بس که حیران گردباد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۱۱از لب منصور راز عشق بر صحرا فتاد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۱۲خال موزون است هر جا بر رخ دلبر فتاد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۱۳بهر گندم از بهشت آدم اگر بیرون فتاد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۱۴ترک جانان چون توان از تیغ بی زنهار داد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۱۵حسن خواهد رفت و داغت بر جگر خواهد نهاد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.