پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۰۰

زان پیش کآفتاب بگیرد گلوی صبح

روی خود از می شفقی کن چو روی صبح

زان پیش کز غبار نفس بی صفا شود

لبریز کن سبوی خود از آب جوی صبح

خورشید چشم آب دهد از نظاره اش

چون شبنم آن که چشم گشاید به روی صبح

در چشم منکران قیامت نمونه ای است

از جوی شیر گلشن فردوس، جوی صبح

تو خفته ای و می شکند خار آتشین

در پای آفتاب ز بس جستجوی صبح

چون شمع اگر چه مرگ من از نوشخند اوست

صد پیرهن گداختم از آرزوی صبح

ای دل سیاه، عزت پیران نگاه دار

در خون مکش ز باده گلرنگ موی صبح

خواهی که سرخ روی شوی در بسیط خاک

چون گل به آب دیده خود کن وضوی صبح

چون آفتاب خامه صائب علم کشید

پر نور کرد عالمی از گفتگوی صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۰۲تا بر لب تو افتاد چشم ستاره صبح
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۰۳ای خدنگ آه کوتاهی مکن در کین چرخ
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۰۴دردمندی کرد بر من شربت دیدار تلخ
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۰۵مستمع را کام ناگردیده از دشنام تلخ
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۰۶مکن دراز به طعن فلک زبان گستاخ
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۰۷اگر دو هفته بود چهره گلستان سرخ
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۰۸مکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخ
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۰۹وقت است بگذریم چو موج از شراب تلخ
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.