پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۹۸

روشندلان به هر که رسیدند همچو صبح

دادند جان، نفس نکشیدند همچو صبح

شکر خدا که عاقبت کار، عاشقان

پیراهنی به صدق دریدند همچو صبح

جمعی که پی به داغ مکافات برده اند

یک گل فزون ز باغ نچیدند همچو صبح

از گرد کینه صاف بود آبگینه ام

ناف مرا به مهر بریدند همچو صبح

تا شیشه گردن از سر دیوار خم کشید

مستان بغل گشاده دویدند همچو صبح

صائب خموش باش که خورشید طلعتان

بر ما رقم به صدق کشیدند همچو صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۰۰زان پیش کآفتاب بگیرد گلوی صبح
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۰۱مهره مارست مهر، مار گزیده است صبح
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۰۲تا بر لب تو افتاد چشم ستاره صبح
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۰۳ای خدنگ آه کوتاهی مکن در کین چرخ
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۰۴دردمندی کرد بر من شربت دیدار تلخ
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۰۵مستمع را کام ناگردیده از دشنام تلخ
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۰۶مکن دراز به طعن فلک زبان گستاخ
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۰۷اگر دو هفته بود چهره گلستان سرخ
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.