پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۸۹

نمک به دیده غفلت کن از سفیده صبح

که صد کتاب سخن هست در جریده صبح

ما ز جامه احرام را کفن زنهار

مشو چو مرده دلان غافل از سفیده صبح

ازان سفینه خورشید آسمان سیرست

که بادبان کند از پرده های دیده صبح

چو آفتاب بود گرم، نان راهروی

که روزیش بود از سفره کشیده صبح

بیاض سینه روشندلان رقم سوزست

ستاره نقطه سهوست بر جریده صبح

به سوزن مژه آفتاب هیهات است

رفوپذیر شود سینه دریده صبح

مرا که با دل شب راز در میان دارم

چه دل گشاده شود صائب از سفیده صبح؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۹۱قسم به خط لب ساقی و دعای قدح
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۹۲دهد به روزن اگر نور، مهر تابان طرح
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۹۳زان پیشتر که تیغ کشد آفتاب صبح
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹۴آفاق را کند به نفش مشکبار صبح
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۹۵از بس مکدرست درین روزگار صبح
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۹۶لبریز از می شفق کن ایاغ صبح
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۹۷از قرص آفتاب تهی نیست خوان صبح
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۹۸روشندلان به هر که رسیدند همچو صبح
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.