پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷۷

لب هیچ و دهان هیچ و کمر هیچ و میان هیچ

چون بید ندارد ثمر آن سرو روان هیچ

اندیشه جمعیت دل فکر محال است

شیرازه نگیرد به خود اوراق خزان هیچ

در چشم جهان ریخت نمک صبح قیامت

چشم تو نشد سیر ازین خواب گران هیچ

چون تاک درین باغچه چندان که گرستم

نگشود مرا عقده ای از رشته جان هیچ

هر چند که دندان تو از خوردن نان ریخت

حرص تو نشد سیر ز اندیشه نان هیچ

همچشم حبابم که ازین بحر گهرخیز

غیر از سخن پوچ ندارم به دهان هیچ

جز گریهٔ بی‌حاصل و جز نالهٔ افسوس

نگشود مرا از دل و چشم نگران هیچ

با خصم زبون پنجه زدن نیست ز مردی

صائب سخن چرخ میاور به زبان هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۷۹تا به کی همچون سگان گیرد ترا در خواب، صبح؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۸۰قرص خورشیدست اول لقمه مهمان صبح
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸۱چاک خواهد سربرآورد از گریبانم چو صبح
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۸۲عاشق صادق بود گر پاکدامان همچو صبح
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۸۳خرده انجم ندارد رونقی در کوی صبح
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۸۴گر نه از فتنه ایام خبر دارد صبح
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸۵نکشیدیم شرابی به رخ تازه صبح
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۸۶می زند موج پریزاد، صنمخانه صبح
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.