پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۵۹

شود چو غنچه سخن پیشه، شیشه شیشه شراب است

چو دل تنک شد از اندیشه، شیشه شیشه شراب است

ز کاوش جگر فکر، دست باز نداری

که هر شراری ازین تیشه، شیشه شیشه شراب است

عیار چشم غزالان شیر مست چه باشد

که چشم شیر درین بیشه، شیشه شیشه شراب است

نظر دریغ مدار از نظاره دل پر خون

که هر حبابی ازین شیشه، شیشه شیشه شراب است

اگر ز عقل ترا در سرست نخوت مستی

مرا جنون به رگ و ریشه، شیشه شیشه شراب است

به سنگ عربده بشکن طلسم هستی خود را

که در شکستن این شیشه، شیشه شیشه شراب است

مرا که رطل گران است ز خم سنگ ملامت

عتاب چرخ جفا پیشه، شیشه شیشه شراب است

جواب آن غزل میرزا سعید حکیم است

که عشق در دل غم پیشه، شیشه شیشه شراب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۶۱غباری بجا از زمین مانده است
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۶۲زمین نقش پایی است بر آستانت
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۶۳آیینه را سیاه کند با غبار بحث
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۶۴بر رخ ممکن بود پیوسته گرد احتیاج
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۶۵چون گذارد خشت اول بر زمین معمار کج
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۶۶نیست روی عرق آلود به گوهر محتاج
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۶۷داغ ما نیست به دلسوزی یاران محتاج
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶۸نیست با دیده ظاهر دل روشن محتاج
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.