پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۵۴

حلقه گوش تو گوشواره صبح است

خال بناگوش تو ستاره صبح است

جلوه تو شوختر ز برق تجلی

چشم تو خندانتر از ستاره صبح است

گوشه ابروی فیض و صیقل توفیق

موجه ای از بحر بی کناره صبح است

شیر ز پستان آفتاب نگیرد

طفل غیوری که شیرخواره صبح است

داغ جگرسوز عشق و سینه روشن

مهره خورشید و گاهواره صبح است

هر نفسی کز جگر به صدق برآید

کم مشمارش که در شماره صبح است

علم لدنی که در کتاب نگنجد

جمله در اوراق پاره پاره صبح است

حسن گلوسوز قندهای مکرر

منفعل از خنده دوباره صبح است

عمر دوباره که خلق طالب اویند

در گره خنده دوباره صبح است

از دم صائب بود گشایش دلها

جامه گل پاره از اشاره صبح است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۵۶زیر بال است پناهی که مراست
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۵۷خود به خود چشم تو در گفتارست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۵۸ترک چشم مخمورش مست ناتوانی‌هاست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۵۹شود چو غنچه سخن پیشه، شیشه شیشه شراب است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۶۰مرهم کافور خلق پرده صد نشترست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۶۱غباری بجا از زمین مانده است
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۶۲زمین نقش پایی است بر آستانت
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۶۳آیینه را سیاه کند با غبار بحث
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.