پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۶

تا نافه زلف مجلس آراست

آهوی حواس، دشت پیماست

چشم تو شرابخانه دل

ابروی تو قبله تماشاست

قفل دل زنگ بسته ما

موقوف کلید بال عنقاست

اندیشه رزق، تنگ چشمی است

تا خرمن نه سپهر برجاست

از زیر سایه خیمه چرخ

مجنون مرا هوای صحراست

این دایره های آتشین سیر

سرگشته نقطه سویداست

نقشی به مراد اگر نشیند

بازی نخوری که آن نه از ماست:

کز پرتو دست جامه پیرا

سوزن در کار خویش بیناست

گر روی جهان ز ما بگردد

غم نیست چو روی عشق با ماست

سودای چنین که یاد دارد؟

جان باخته ایم و صرفه با ماست

هر فیض که می رسد به صائب

از روح پر از فتوح ملاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۴۸پیغام، نمکچش وصال است
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۴۹بی یار بهار دلنشین نیست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۵۰چینی که طراز جبهه یارست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۵۱از وصل صدف گهر گریزان است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۵۲از حسن تو جیب خاک پر ماه است
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۵۳لطف بتان جانگدازتر ز عتاب است
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۵۴حلقه گوش تو گوشواره صبح است
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۵۵حلقه آه مرا سپهر نگین است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.