پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۸

پیغام، نمکچش وصال است

دلخوش کن عاشقان خیال است

خورشید فلک سفید ابروست

خورشید تو عنبرین هلال است

هر جا که دل شکسته ای هست

ریحان خط ترا سفال است

خورشید ترا ز سایه خط

پیداست که اول زوال است

اندیشه چشم مشکبویان

آهوی قلمرو خیال است

رخساره آتشین او را

پروانه خانه زاد، خال است

با چشم تو آشنایی ما

می پنداری هزار سال است

غیر از لب جام نیست صائب

امروز لبی که بی سؤال است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۵۰چینی که طراز جبهه یارست
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۵۱از وصل صدف گهر گریزان است
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۵۲از حسن تو جیب خاک پر ماه است
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۵۳لطف بتان جانگدازتر ز عتاب است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۵۴حلقه گوش تو گوشواره صبح است
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۵۵حلقه آه مرا سپهر نگین است
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۵۶زیر بال است پناهی که مراست
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۵۷خود به خود چشم تو در گفتارست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.