پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۳۹

ز نغمه تا خدا یک کوچه راه است

بر این حرف بلندم نی گواه است

به حق از تنگنای نی رسیدم

خوشا ملکی که اینش شاهراه است

همه سر اناالحق می سراید

ندانم آب این نی از چه چاه است

نوایش گوش را تنگ شکر کرد

دهان نی که را تا بوسه گاه است

کباب شعله آواز گردم

که یک زنجیره او زلف آه است

نوای عود در طاقت گدازی

به آتشدستی برق نگاه است

مشو از کاسه طنبور غافل

که لبریز از شراب عقل کاه است

بکش دست نوازش بر سر چنگ

که لوح سینه ام بر مد آه است

تأمل چیست در دلها شکستن؟

تصور کن همان طرف کلاه است

گناه شرمگینان را چو صائب

زبان بی زبانی عذرخواه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۴۱نه هر تن لایق تشریف شاهی است
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۴۲در خودآرایی خطرها مضمرست
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۴۳همت ما را مکانی دیگرست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۴۴وقت ما از ساغر و مینا خوش است
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۴۵از نظر هرگز خیالش دور نیست
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۴۶تا نافه زلف مجلس آراست
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۴۷شد آب و هنوز در حجاب است
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۴۸پیغام، نمکچش وصال است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.