پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۸۱ چاک خواهد سربرآورد از گریبانم چو صبح
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۸۲ عاشق صادق بود گر پاکدامان همچو صبح
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۸۳ خرده انجم ندارد رونقی در کوی صبح
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۸۴ گر نه از فتنه ایام خبر دارد صبح
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۸۵ نکشیدیم شرابی به رخ تازه صبح
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۸۶ می زند موج پریزاد، صنمخانه صبح
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸۷ خاک از خواب عدم جست ز بیداری صبح
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۸۸ گر به اخلاص رخ خود به زمین سایی صبح
  9. غزل شمارهٔ ۲۲۸۹ نمک به دیده غفلت کن از سفیده صبح
  10. غزل شمارهٔ ۲۲۹۰ منه چو ساده دلان دل به کامرانی صبح
  11. غزل شمارهٔ ۲۲۹۱ قسم به خط لب ساقی و دعای قدح
  12. غزل شمارهٔ ۲۲۹۲ دهد به روزن اگر نور، مهر تابان طرح
  13. غزل شمارهٔ ۲۲۹۳ زان پیشتر که تیغ کشد آفتاب صبح
  14. غزل شمارهٔ ۲۲۹۴ آفاق را کند به نفش مشکبار صبح
  15. غزل شمارهٔ ۲۲۹۵ از بس مکدرست درین روزگار صبح
  16. غزل شمارهٔ ۲۲۹۶ لبریز از می شفق کن ایاغ صبح
  17. غزل شمارهٔ ۲۲۹۷ از قرص آفتاب تهی نیست خوان صبح
  18. غزل شمارهٔ ۲۲۹۸ روشندلان به هر که رسیدند همچو صبح
  19. غزل شمارهٔ ۲۲۹۹ دل زنده می کند نفس جانفزای صبح
  20. غزل شمارهٔ ۲۳۰۰ زان پیش کآفتاب بگیرد گلوی صبح
  21. غزل شمارهٔ ۲۳۰۱ مهره مارست مهر، مار گزیده است صبح
  22. غزل شمارهٔ ۲۳۰۲ تا بر لب تو افتاد چشم ستاره صبح
  23. غزل شمارهٔ ۲۳۰۳ ای خدنگ آه کوتاهی مکن در کین چرخ
  24. غزل شمارهٔ ۲۳۰۴ دردمندی کرد بر من شربت دیدار تلخ
  25. غزل شمارهٔ ۲۳۰۵ مستمع را کام ناگردیده از دشنام تلخ
  26. غزل شمارهٔ ۲۳۰۶ مکن دراز به طعن فلک زبان گستاخ
  27. غزل شمارهٔ ۲۳۰۷ اگر دو هفته بود چهره گلستان سرخ
  28. غزل شمارهٔ ۲۳۰۸ مکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخ
  29. غزل شمارهٔ ۲۳۰۹ وقت است بگذریم چو موج از شراب تلخ
  30. غزل شمارهٔ ۲۳۱۰ شد زسر گردانی من بس که حیران گردباد
  31. غزل شمارهٔ ۲۳۱۱ از لب منصور راز عشق بر صحرا فتاد
  32. غزل شمارهٔ ۲۳۱۲ خال موزون است هر جا بر رخ دلبر فتاد
  33. غزل شمارهٔ ۲۳۱۳ بهر گندم از بهشت آدم اگر بیرون فتاد
  34. غزل شمارهٔ ۲۳۱۴ ترک جانان چون توان از تیغ بی زنهار داد؟
  35. غزل شمارهٔ ۲۳۱۵ حسن خواهد رفت و داغت بر جگر خواهد نهاد
  36. غزل شمارهٔ ۲۳۱۶ تا ز خط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد
  37. غزل شمارهٔ ۲۳۱۷ بر دل خود هر که چون فرهاد کوه غم نهاد
  38. غزل شمارهٔ ۲۳۱۸ مرگ عاشق بی شمار آن سیمبر دارد به یاد
  39. غزل شمارهٔ ۲۳۱۹ کشتی دریایی‌ای دیدم دلم آمد به یاد
  40. غزل شمارهٔ ۲۳۲۰ غفلت دل از شراب ناب می گردد زیاد
  41. غزل شمارهٔ ۲۳۲۱ رغبت می را کند چندان که نوشیدن زیاد
  42. غزل شمارهٔ ۲۳۲۲ دل عبث چندین ز تقدیر الهی می تپد
  43. غزل شمارهٔ ۲۳۲۳ غم ز دل بیرون مرا کی باده احمر برد؟
  44. غزل شمارهٔ ۲۳۲۴ رخت هستی زین جهان مختصر خواهیم برد
  45. غزل شمارهٔ ۲۳۲۵ از حریم ما سخن چین چون سخن بیرون برد؟
  46. غزل شمارهٔ ۲۳۲۶ آب شد دل تا به آن شیرین شمایل راه برد
  47. غزل شمارهٔ ۲۳۲۷ هرکه با خود درد و داغ دل‌سِتان را می‌برد
  48. غزل شمارهٔ ۲۳۲۸ زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟
  49. غزل شمارهٔ ۲۳۲۹ جنبش مژگان حضور از دیده و دل می برد
  50. غزل شمارهٔ ۲۳۳۰ عشق اول ناتوانان را به منزل می برد
  51. غزل شمارهٔ ۲۳۳۱ از فسون عالم اسباب خوابم می‌برد
  52. غزل شمارهٔ ۲۳۳۲ شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می برد
  53. غزل شمارهٔ ۲۳۳۳ چشم خونبارم گرو ز ابر بهاری می برد
  54. غزل شمارهٔ ۲۳۳۴ وسعت مشرب زدل اندیشه فردا نبرد
  55. غزل شمارهٔ ۲۳۳۵ از شکست من دم تیغ تغافل می‌پرد
  56. غزل شمارهٔ ۲۳۳۶ چشم برق از اشتیاق خرمن من می پرد
  57. غزل شمارهٔ ۲۳۳۷ می خورد با دیگران مستانه بر ما بگذرد
  58. غزل شمارهٔ ۲۳۳۸ بر جهان هر کس که از روی تأمل بگذرد
  59. غزل شمارهٔ ۲۳۳۹ تا به کی در خواب سنگین روزگارم بگذرد
  60. غزل شمارهٔ ۲۳۴۰ بوسه چون محروم از آن لبهای خندان بگذرد؟

متن اشعار به نقل از گنجور.