فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۱ چاک خواهد سربرآورد از گریبانم چو صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۲ عاشق صادق بود گر پاکدامان همچو صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۳ خرده انجم ندارد رونقی در کوی صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۴ گر نه از فتنه ایام خبر دارد صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۵ نکشیدیم شرابی به رخ تازه صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۶ می زند موج پریزاد، صنمخانه صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۷ خاک از خواب عدم جست ز بیداری صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۸ گر به اخلاص رخ خود به زمین سایی صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۸۹ نمک به دیده غفلت کن از سفیده صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۰ منه چو ساده دلان دل به کامرانی صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۱ قسم به خط لب ساقی و دعای قدح
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۲ دهد به روزن اگر نور، مهر تابان طرح
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۳ زان پیشتر که تیغ کشد آفتاب صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۴ آفاق را کند به نفش مشکبار صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۵ از بس مکدرست درین روزگار صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۶ لبریز از می شفق کن ایاغ صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۷ از قرص آفتاب تهی نیست خوان صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۸ روشندلان به هر که رسیدند همچو صبح
- غزل شمارهٔ ۲۲۹۹ دل زنده می کند نفس جانفزای صبح
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۰ زان پیش کآفتاب بگیرد گلوی صبح
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۱ مهره مارست مهر، مار گزیده است صبح
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۲ تا بر لب تو افتاد چشم ستاره صبح
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۳ ای خدنگ آه کوتاهی مکن در کین چرخ
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۴ دردمندی کرد بر من شربت دیدار تلخ
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۵ مستمع را کام ناگردیده از دشنام تلخ
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۶ مکن دراز به طعن فلک زبان گستاخ
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۷ اگر دو هفته بود چهره گلستان سرخ
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۸ مکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخ
- غزل شمارهٔ ۲۳۰۹ وقت است بگذریم چو موج از شراب تلخ
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۰ شد زسر گردانی من بس که حیران گردباد
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۱ از لب منصور راز عشق بر صحرا فتاد
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۲ خال موزون است هر جا بر رخ دلبر فتاد
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۳ بهر گندم از بهشت آدم اگر بیرون فتاد
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۴ ترک جانان چون توان از تیغ بی زنهار داد؟
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۵ حسن خواهد رفت و داغت بر جگر خواهد نهاد
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۶ تا ز خط حسن تو عنبر بر سر آتش نهاد
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۷ بر دل خود هر که چون فرهاد کوه غم نهاد
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۸ مرگ عاشق بی شمار آن سیمبر دارد به یاد
- غزل شمارهٔ ۲۳۱۹ کشتی دریاییای دیدم دلم آمد به یاد
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۰ غفلت دل از شراب ناب می گردد زیاد
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۱ رغبت می را کند چندان که نوشیدن زیاد
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۲ دل عبث چندین ز تقدیر الهی می تپد
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۳ غم ز دل بیرون مرا کی باده احمر برد؟
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۴ رخت هستی زین جهان مختصر خواهیم برد
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۵ از حریم ما سخن چین چون سخن بیرون برد؟
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۶ آب شد دل تا به آن شیرین شمایل راه برد
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۷ هرکه با خود درد و داغ دلسِتان را میبرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۸ زلف مشکین را چرا آن نازپرور می برد؟
- غزل شمارهٔ ۲۳۲۹ جنبش مژگان حضور از دیده و دل می برد
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۰ عشق اول ناتوانان را به منزل می برد
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۱ از فسون عالم اسباب خوابم میبرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۲ شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می برد
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۳ چشم خونبارم گرو ز ابر بهاری می برد
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۴ وسعت مشرب زدل اندیشه فردا نبرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۵ از شکست من دم تیغ تغافل میپرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۶ چشم برق از اشتیاق خرمن من می پرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۷ می خورد با دیگران مستانه بر ما بگذرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۸ بر جهان هر کس که از روی تأمل بگذرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۳۹ تا به کی در خواب سنگین روزگارم بگذرد
- غزل شمارهٔ ۲۳۴۰ بوسه چون محروم از آن لبهای خندان بگذرد؟
متن اشعار به نقل از گنجور.