پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۴۱ سر گردان چند از من آن سرو خرامان بگذرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴۲ جان مشتاقان زکوی دلستان چون بگذرد؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴۳ لاله شبنم فریبت برگ گل را آب کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۴۴ خط لب لعل ترا بی آب نتوانست کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۴۵ چاره دل عقل پر تدبیر نتوانست کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۴۶ چرخ زنگاری مرا غمناک نتوانست کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۴۷ در غبار خط همان زلفش بود جویای دل
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۴۸ چاره غفلت دل آگاه نتوانست کرد
  9. غزل شمارهٔ ۲۳۴۹ عشق را پنهان دل دیوانه نتوانست کرد
  10. غزل شمارهٔ ۲۳۵۰ تا گلستان را نهال قامتش آباد کرد
  11. غزل شمارهٔ ۲۳۵۱ آنچه روی سخت من با سیلی استاد کرد
  12. غزل شمارهٔ ۲۳۵۲ مرگ نتواند به ارباب سخن بیداد کرد
  13. غزل شمارهٔ ۲۳۵۳ کاوش مژگان او دل را قیامت زار کرد
  14. غزل شمارهٔ ۲۳۵۴ مهر خاموشی مرا گنجینه اسرار کرد
  15. غزل شمارهٔ ۲۳۵۵ هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کرد
  16. غزل شمارهٔ ۲۳۵۶ هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کرد
  17. غزل شمارهٔ ۲۳۵۷ کعبه را دریافت هر کس خاطری معمور کرد
  18. غزل شمارهٔ ۲۳۵۸ خانه بر دوشی که سیر کوچه زنجیر کرد
  19. غزل شمارهٔ ۲۳۵۹ هر که در گلشن چو شبنم چشم عبرت باز کرد
  20. غزل شمارهٔ ۲۳۶۰ روزه نزدیک است می باید کلوخ انداز کرد
  21. غزل شمارهٔ ۲۳۶۱ هر که در دنیای فانی زاد عقبی جمع کرد
  22. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲ دل در آن زلف کمندانداز خود را جمع کرد
  23. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳ گرچه ماه مصر را دامن زلیخا چاک کرد
  24. غزل شمارهٔ ۲۳۶۴ صبح از رشک بنا گوشت گریبان چاک کرد
  25. غزل شمارهٔ ۲۳۶۵ سبزه خط دود از آن رخسار آتشناک کرد
  26. غزل شمارهٔ ۲۳۶۶ ذوق رسوایی مرا بیزار نام و ننگ کرد
  27. غزل شمارهٔ ۲۳۶۷ خاطر جمع مرا پیری پریشان حال کرد
  28. غزل شمارهٔ ۲۳۶۸ سیل اشک من بساط سبزه را پامال کرد
  29. غزل شمارهٔ ۲۳۶۹ ساقی از یک جرعه می این بینوا را گرم کرد
  30. غزل شمارهٔ ۲۳۷۰ دین و دل در کار آن زلف دو تا خواهیم کرد
  31. غزل شمارهٔ ۲۳۷۱ عاقبت تسخیر آن سیمین بدن خواهیم کرد
  32. غزل شمارهٔ ۲۳۷۲ گرچه انفاس گرامی سینه صرف آه کرد
  33. غزل شمارهٔ ۲۳۷۳ شورش سودا مرا از قید تن آزاده کرد
  34. غزل شمارهٔ ۲۳۷۴ هر که چون آب روان آیینه خود ساده کرد
  35. غزل شمارهٔ ۲۳۷۵ تا عبیر افشانی زلف ترا نظاره کرد
  36. غزل شمارهٔ ۲۳۷۶ آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد
  37. غزل شمارهٔ ۲۳۷۷ ناله نی بند بندم را زهم بیگانه کرد
  38. غزل شمارهٔ ۲۳۷۸ یاد باد آن بی حقیقت را که یاد ما نکرد
  39. غزل شمارهٔ ۲۳۷۹ چاره سودای ما پند نصیحتگر نکرد
  40. غزل شمارهٔ ۲۳۸۰ عمرها مشق جنون هر کس که چون مجنون نکرد
  41. غزل شمارهٔ ۲۳۸۱ آه سردی ناتوانان را به فریاد آورد
  42. غزل شمارهٔ ۲۳۸۲ کوه را چون ابر، حکم او به رفتار آورد
  43. غزل شمارهٔ ۲۳۸۳ مستمع صاحب سخن را بر سر کار آورد
  44. غزل شمارهٔ ۲۳۸۴ می شود دل مضطرب چون گریه ام زور آورد
  45. غزل شمارهٔ ۲۳۸۵ عجز بر سر پنجه اقبال چون زور آورد
  46. غزل شمارهٔ ۲۳۸۶ دیده چون تاب صفای آن بناگوش آورد؟
  47. غزل شمارهٔ ۲۳۸۷ زخمی عشق تو چون رو در بیابان آورد
  48. غزل شمارهٔ ۲۳۸۸ عیب‌جو چندان که عیب از ما به در می‌آورد
  49. غزل شمارهٔ ۲۳۸۹ عیب‌جو چندان که عیب از ما به در می‌آورد
  50. غزل شمارهٔ ۲۳۹۰ می برون زان چهره شاداب گل می آورد
  51. غزل شمارهٔ ۲۳۹۱ از سر من مغز را سودا برون می آورد
  52. غزل شمارهٔ ۲۳۹۲ هر که دل زان پنجه مژگان برون می آورد
  53. غزل شمارهٔ ۲۳۹۳ خون ما را چرخ عاجزکش به دست زور خورد
  54. غزل شمارهٔ ۲۳۹۴ لعل می از جام زر در سنگ خارا می خورد
  55. غزل شمارهٔ ۲۳۹۵ یار ما در پرده شب باده تنها می خورد
  56. غزل شمارهٔ ۲۳۹۶ شمع ما را عاقبت اشک دمادم می خورد
  57. غزل شمارهٔ ۲۳۹۷ چون ز باد آن زلف چون زنجیر بر هم می خورد
  58. غزل شمارهٔ ۲۳۹۸ خون خود یوسف درون چاه کنعان می خورد
  59. غزل شمارهٔ ۲۳۹۹ این جواب آن غزل صائب که راقم گفته است
  60. غزل شمارهٔ ۲۴۰۰ خون مردم را چون آب آن لعل میگون می خورد

متن اشعار به نقل از گنجور.