پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵۴

مهر خاموشی مرا گنجینه اسرار کرد

دامنم را چون صدف پر گوهر شهوار کرد

از زبان پیوسته خاری بود در پیراهنم

بی زبانی دامنم را پرگل بی خار کرد

نیستی بر خاطر آزاده من بار بود

زندگی را عشق او بر گردن من بار کرد

می تواند جذبه مجنون صحرا گرد من

کعبه را چون محمل لیلی سبکرفتار کرد

سنگلاخ آفرینش داشت با من کارها

بیخودی این راه ناهموار را هموار کرد

مستی غفلت زخواب نیستی بالاترست

گوشمال حشر نتواند مرا بیدار کرد

دست می شستند از ما چاره جویان جهان

درد خود را می توانستیم اگر اظهار کرد

آتشی کز عشق شیرین در دل فرهاد هست

بیستون را می تواند زر دست افشار کرد

خودفروشی با کمال بی نیازی مشکل است

آب شد تا یوسف ما روی در بازار کرد

گر نداری چون هوسناکان تمنای دگر

می توان سیر چمن از رخنه دیوار کرد

هر که صائب چون هوسناکان تکلف پیشه ساخت

زندگی و مرگ را بر خویشتن دشوار کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵۶هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۵۷کعبه را دریافت هر کس خاطری معمور کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵۸خانه بر دوشی که سیر کوچه زنجیر کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۵۹هر که در گلشن چو شبنم چشم عبرت باز کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۰روزه نزدیک است می باید کلوخ انداز کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۱هر که در دنیای فانی زاد عقبی جمع کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲دل در آن زلف کمندانداز خود را جمع کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳گرچه ماه مصر را دامن زلیخا چاک کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.