پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۵۵

هر که رو زین خلق ناهموار در دیوار کرد

سنگلاخ دهر را بر خویشتن هموار کرد

شد عبیر جامه یوسف غبار دیده اش

هر که چشم خویش را از گریه چون دستار کرد

چون عقیق از دل سیاهی خون خود را می خورد

در تلاش نام هر کس خویش را هموار کرد

زیر دست و تیغ قاتل حیرت قربانیان

زود خواهد خضر را از زندگی بیزار کرد

خواب ناز گل گران خیزست، ورنه ناله ام

سبزه خوابیده این باغ را بیدار کرد

در دل پاکم اثر از نقش نتوان یافتن

حیرت سرشار این آیینه را ستار کرد

نیست آب رحم در تیغ سبک جولان چرخ

خواب نتوان زیر این شمشیر بی زنهار کرد

گر زچشم اعتبار افتد زلیخا دور نیست

از بهای کم عزیزان را نباید خوار کرد

خواب من صد پرده از بخت هنر سنگین ترست

سیلی افلاک نتواند مرا بیدار کرد

بند نیکان می شود از ناصبوری سخت تر

بر عزیز مصر، زندان چاه را هموار کرد

خون گلشن صائب آمد از خروش من به جوش

بلبلان را ناله مستانه ام هشیار کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۵۷کعبه را دریافت هر کس خاطری معمور کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۵۸خانه بر دوشی که سیر کوچه زنجیر کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵۹هر که در گلشن چو شبنم چشم عبرت باز کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶۰روزه نزدیک است می باید کلوخ انداز کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۱هر که در دنیای فانی زاد عقبی جمع کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲دل در آن زلف کمندانداز خود را جمع کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳گرچه ماه مصر را دامن زلیخا چاک کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶۴صبح از رشک بنا گوشت گریبان چاک کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.