پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۶۰

روزه نزدیک است می باید کلوخ انداز کرد

زاهدان خشک را رندانه از سر باز کرد

تا رگ ابر بهار و رشته باران بجاست

چنگ عشرت را به قانون می توانی ساز کرد

گلعذاران از هوا گیرند چشم پاک را

پیش شبنم بی تکلف گل گریبان باز کرد

نیست ممکن تا به دامان قیامت دوختن

بر گریبانی که زور عشق دست انداز کرد

داشت بی شیرازه آزادی پر و بال مرا

جمع خود را کبک من در چنگل شهباز کرد

نخل نورس در زمین پاک قامت می کشد

دامن مریم مسیحا را فلک پرواز کرد

نیست کار هر کسی دل را مصفا ساختن

باخت چشم آن کس که این آیینه را پرداز کرد

وعده دیدار را محشر نقاب دیگرست

گر به قدر حسنخواهی بر اسیران ناز کرد

لوح تعلیم است صائب سینه روشندلان

صحبت آیینه طوطی را سخن پرداز کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۶۲دل در آن زلف کمندانداز خود را جمع کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۶۳گرچه ماه مصر را دامن زلیخا چاک کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۶۴صبح از رشک بنا گوشت گریبان چاک کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶۵سبزه خط دود از آن رخسار آتشناک کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۶۶ذوق رسوایی مرا بیزار نام و ننگ کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۶۷خاطر جمع مرا پیری پریشان حال کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶۸سیل اشک من بساط سبزه را پامال کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۶۹ساقی از یک جرعه می این بینوا را گرم کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.