پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۶۸

سیل اشک من بساط سبزه را پامال کرد

گوشمال ناله من بلبلان را لال کرد

التفاتی هست با نازک خیالان حسن را

ساغر خود را هلال از مهر مالامال کرد

عندلیب ما زقید بیضه تا آزاد شد

در دبستان قفس مشق شکست بال کرد

در حریم کعبه فانوس، دیگر ره نیافت

تا صبا خاکستر پروانه را پامال کرد

شکوه بیطاقتان یاقوت را سازد کباب

لعلش از آتش زبانیهای ما تبخال کرد

خنده ات مهر خموشی بر لب پیمانه زد

چشم شوخت شیشه آتش زبان را لال کرد

صائب از چشم و دلم افتاد ماه و آفتاب

تا به صید من نگاه گرم او اقبال کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۷۰دین و دل در کار آن زلف دو تا خواهیم کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۷۱عاقبت تسخیر آن سیمین بدن خواهیم کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۷۲گرچه انفاس گرامی سینه صرف آه کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۷۳شورش سودا مرا از قید تن آزاده کرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۷۴هر که چون آب روان آیینه خود ساده کرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۷۵تا عبیر افشانی زلف ترا نظاره کرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۷۶آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۷۷ناله نی بند بندم را زهم بیگانه کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.