پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۷۳

شورش سودا مرا از قید تن آزاده کرد

از سر خم خشت را آواره جوش باده کرد

کم نشد چون غنچه گل برگ عیش از خانه اش

هر که از گلشن قناعت با دل نگشاده کرد

خاکساری سایه را باشد حصار عافیت

چرخ نتواند ستم بر مردم افتاده کرد

بر لبش از مهر تابان مهر خاموشی زدند

صبح از نقش کواکب تا ورق را ساده کرد

دامن افتادگی از کف مده کاین کیمیا

از برای سربلندان خاک را سجاده کرد

پشت بر دیوار دادم تا نظر کردم که بحر

از صدف گهواره در یتیم آماده کرد

می شود صائب به اندک جنبشی پا در رکاب

هر که چون نخل خزان برگ سفر آماده کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۷۵تا عبیر افشانی زلف ترا نظاره کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۷۶آب حیوان دید لعلت را و ایمان تازه کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۷۷ناله نی بند بندم را زهم بیگانه کرد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۷۸یاد باد آن بی حقیقت را که یاد ما نکرد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۷۹چاره سودای ما پند نصیحتگر نکرد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۸۰عمرها مشق جنون هر کس که چون مجنون نکرد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۸۱آه سردی ناتوانان را به فریاد آورد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۸۲کوه را چون ابر، حکم او به رفتار آورد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.