پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۸۲

کوه را چون ابر، حکم او به رفتار آورد

ریگ را چون سبحه، ذکر او به گفتار آورد

جنبش ما ناتوانان است از اقبال عشق

ذره را خورشید تابان بر سر کار آورد

پرده پوشی می کند دریای جوشان را به کف

آن که می خواهد مرا دربند دستار آورد

از دل بی حاصلم هر جا حدیثی بگذرد

بید مجنون سر به پیش انداختن بار آورد

شد زبیکاری سیه عالم به چشم من، کجاست

چشم پرکاری که ما را بر سر کار آورد

مهر عالمتاب در هر جا دچار او شود

با کمال شوخ چشمی رو به دیوار آورد

هر نهالی را که آبش از گداچشمان بود

شاخسارش برگ سبز سایلان بار آورد

می تواند با تو در پیری هم آغوشم کند

آن که چندین گل برون از پرده خار آورد

چون ید بیضا فروغش نور می سوزد به چشم

در نظر چون گوهر ما را خریدار آورد

دفتر گل را دهد بلبل به باد از آه سرد

فردی از دیوان اگر صائب به گلزار آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۸۴می شود دل مضطرب چون گریه ام زور آورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۸۵عجز بر سر پنجه اقبال چون زور آورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۸۶دیده چون تاب صفای آن بناگوش آورد؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۸۷زخمی عشق تو چون رو در بیابان آورد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۸۸عیب‌جو چندان که عیب از ما به در می‌آورد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۸۹عیب‌جو چندان که عیب از ما به در می‌آورد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۹۰می برون زان چهره شاداب گل می آورد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۹۱از سر من مغز را سودا برون می آورد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.