پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۸۹

عیب‌جو چندان که عیب از ما به در می‌آورد

غیرت ما زور بر کسب هنر می‌آورد

گر گهر در آتش افتد، به که از قیمت فتد

یوسف ما در چه کنعان به سر می‌آورد

دست کوته دار از طول امل کاین شاخسار

چون به بار آید پشیمانی ثمر می‌آورد

هرکه را چون رشته دور چرخ پیچ و تاب داد

سر ز جیب گوهر سیراب برمی‌آورد

نخل مومین، میوه خورشید بار آورد و ریخت

در چه موسم نخل ما یارب ثمر می‌آورد؟

آب تیغ او عجب دارم نصیب من شود

طالعی دارم که از دریا خبر می‌آورد

بخت ما حاضرجوابی از مزاج کوه برد

کی جواب نامهٔ ما نامه‌بر می‌آورد؟

حُسن در هرجا که باشد چشم‌زخمی لازم است

سوزن از جیب مسیحا سر به در می‌آورد

صائب از تلخی مذاق عیب‌جو رد می‌کند

ابر ما گر آب از جوی گهر می‌آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۹۱از سر من مغز را سودا برون می آورد
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۹۲هر که دل زان پنجه مژگان برون می آورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۹۳خون ما را چرخ عاجزکش به دست زور خورد
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۹۴لعل می از جام زر در سنگ خارا می خورد
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۹۵یار ما در پرده شب باده تنها می خورد
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۹۶شمع ما را عاقبت اشک دمادم می خورد
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۹۷چون ز باد آن زلف چون زنجیر بر هم می خورد
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۹۸خون خود یوسف درون چاه کنعان می خورد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.