پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۹۷

چون ز باد آن زلف چون زنجیر بر هم می خورد

عشق را سر رشته تدبیر بر هم می خورد

چشم او چون ناخن مژگان به یکدیگر زند

مجلس آسوده تصویر بر هم می خورد

رسم آمیزش نمی باشد درین وحشت سرا

از شکر اینجا مزاج شیر بر هم می خورد

گر چنین خواهد دواندن ریشه در دلها نفاق

التیام جوهر (و) شمشیر بر هم می خورد

بیقراریهای زلف از بیقراریهای ماست

دام از بیتابی نخجیر بر هم می خورد

چون غرض در آشنایی نیست، می دارد بقا

صحبت یاران خالص دیر بر هم می خورد

تا به کی عیب شراب کهنه گوید محتسب؟

اختلاط ما و این بی پیر بر هم می خورد

محرم زلفش نشد تا شانه پا از سر نکرد

این ره خوابیده از شبگیر بر هم می خورد

بند و زندان را برای عاقلان آماده اند

ورنه از زور جنون زنجیر بر هم می خورد

ز انتظار حشر، ارباب نظر در آتشند

شمع می سوزد چو صحبت دیر بر هم می خورد

تا قیامت صحبت زاهد نخواهد ماند گرم

زود این هنگامه تزویر بر هم می خورد

چشم شیر و دیده نخجیر می افتد به هم

هر کجا تدبیر با تقدیر بر هم می خورد

راست کیشان را سرانجام سفر باشد یکی

در حوالی هدف صد تیر بر هم می خورد

تلخ دارد یاد محشر زندگانی را به ما

خواب ما از دهشت تعبیر بر هم می خورد

جلوه ای از قامتش صائب جهانی را بس است

عالمی نخجیر از یک تیر بر هم می خورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۹۹این جواب آن غزل صائب که راقم گفته است
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰۰خون مردم را چون آب آن لعل میگون می خورد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۰۱گر به ظاهر جسم را روشن گهر می پرورد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۰۲غیر را در بزم خاص آن سیم‌تن می‌پرورد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۰۳مست ما امروز نقش تازه‌ای بر آب زد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۰۴از عرق آتش به جانم آن گل سیراب زد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۰۵هر که پشت پای چون شبنم به آب و رنگ زد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۰۶هر که بر دار فنا مردانه پشت پا نزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.