پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰۶

هر که بر دار فنا مردانه پشت پا نزد

غوطه در سرچشمه خورشید چون عیسی نزد

چون صدف در دامن خود گوهر مقصد نیافت

تا به جان بی نفس غواص بر دریا نزد

خون دل شد در بساط سینه اش یاقوت و لعل

هر که زیر تیغ چون کهسار دست و پا نزد

هست راهی چون گهر دلهای سنگین را به هم

تیشه خود کوهکن بیهوده بر خارا نزد

گرد آن وحشی به جست وجو نمی آید به چشم

قطره بیش از من کسی در دامن صحرا نزد

از سیاهی داغ آب زندگی آمد برون

مشت آبی هیچ کس بر روی بخت ما نزد

جوش خون صائب دل تنگ مرا در هم شکست

هیچ کس جز زور می سنگی بر این مینا نزد

شد ز وصل غنچه صائب مشکبو باد سحر

وای بر آن کس که دستی بر در دلها نزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۰۸من کیم تا یار بی پروا به فریادم رسد؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰۹بی‌علایق چون شود سالک به منزل می‌رسد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۱۰بیشتر دست سبکباران به منزل می‌رسد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱۱از حریص افزون به قانع فیض احسان می‌رسد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱۲بس که در زلف تو دلهای اسیران آب شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱۳از گرفتاری دلم فارغ زپیچ و تاب شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۱۴دل ز پیکان در تن من بیضه فولاد شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱۵تا تو رفتی عالم روشن به چشمم تار شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.