پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱۳

از گرفتاری دلم فارغ زپیچ و تاب شد

ناله زنجیر، خوابم را صدای آب شد

کوته است از حرف خاموشان زبان اعتراض

ایمن از تیغ است هر خونی که مشک ناب شد

جهل دارد همچنان خم در خم عصیان مرا

گر به ظاهر قامت خم گشته ام محراب شد

با فقیران دست در یک کاسه کردن عیب نیست

بحر با آن منزلت همکاسه گرداب شد

چون رگ سنگ است اهل درد را بر دل گران

در میان زخمها زخمی که بی خوناب شد

شرم هیهات است خوبان را سپرداری کند

هاله نتواند حجاب پرتو مهتاب شد

گر برآرد می زخود پیمانه ما دور نیست

پنجه مرجان نگارین در میان آب شد

فکر من صائب جهان خاک را دل زنده کرد

این سفال خشک از ریحان من سیراب شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱۵تا تو رفتی عالم روشن به چشمم تار شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۱۶بر من از روشندلی وضع جهان هموار شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۱۷از ملامت عاقبت مجنون بیابان گیر شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱۸جذبه شوق تو هر کس را گریبان گیر شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱۹حسن خط با حسن خلق و مردمی انباز شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۲۰یار ساقی گشت و مطرب هم نوا پرداز شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲۱از خط شبرنگ حسن یار عالمسوز شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۲۲بس که دل افسرده زین دریای پرنیرنگ شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.