پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱۹

حسن خط با حسن خلق و مردمی انباز شد

رفته رفته آخر حسنش به از آغاز شد

حرفی از گیرایی مژگان او کردم رقم

نامه بر بال کبوتر چنگل شهباز شد

بلبل ما گر چنین گرم نواسنجی شود

تخم گل خواهد سپند شعله آواز شد

تا برآمد بر سپهر شاخ، گلچینش ربود

شوخی گل چون شرر آخر به یک پرواز شد

بس که حسرتهای رنگین دل به روی هم نهاد

رفته رفته سینه ام چون کلبه بزاز شد

صائب از خون جگر خوردن نیاسودم دمی

تا به روی داغ همچون لاله چشمم باز شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۲۱از خط شبرنگ حسن یار عالمسوز شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲۲بس که دل افسرده زین دریای پرنیرنگ شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۲۳از خط شبرنگ حسن سرکش او رام شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۲۴تا به تسلیم و رضا قانع دل خودکام شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۲۵جان به تنگ آمد زکلفت غمگساران را چه شد؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۲۶تا به خط از زلف کار دل فتاد آسوده شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲۷خط عیان شد تا بساط زلف او برچیده شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۲۸بس که از سرگرمی فکرم نفس تفسیده شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.