پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱۸

جذبه شوق تو هر کس را گریبان گیر شد

هر سر مو بر تنش در قطع ره شمشیر شد

نوبهار زندگی را در خزان از سر گرفت

چون زلیخا هر که در عشق جوانان پیر شد

عاشق مسکین نظر بندست هر جا می رود

دیده آهو به مجنون حلقه زنجیر شد

یک دل آشفته عالم را پریشان می کند

آخر از دلگیری ما عالمی دلگیر شد

اشک چون کم شد، به مژگان زور می آرد نگاه

می مکد انگشت خود را طفل چون بی شیر شد

شهپر پرواز مرغ روح را در گل گرفت

هر که صائب در جهان آلوده تعمیر شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۲۰یار ساقی گشت و مطرب هم نوا پرداز شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲۱از خط شبرنگ حسن یار عالمسوز شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۲۲بس که دل افسرده زین دریای پرنیرنگ شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۲۳از خط شبرنگ حسن سرکش او رام شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۲۴تا به تسلیم و رضا قانع دل خودکام شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۲۵جان به تنگ آمد زکلفت غمگساران را چه شد؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲۶تا به خط از زلف کار دل فتاد آسوده شد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۲۷خط عیان شد تا بساط زلف او برچیده شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.