پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱۷

از ملامت عاقبت مجنون بیابان گیر شد

از زبان خلق پنهان در دهان شیر شد

می فزاید هایهوی می پرستان را سرود

شورش مجنون زیاد از ناله زنجیر شد

در تماشاگاه عالم دیده حیران ما

واله یک نقش چون آیینه تصویر شد

شبنم از دامان گلها خون بلبل را نشست

کی به شستن می رود خونی که دامنگیر شد؟

دل زبی اشکی به مژگان می رساند خویش را

می مکد انگشت خود را طفل چون بی شیر شد

آبهای مرده می گردد نصیب جویبار

در گلو گردد گره اشکی که بی تأثیر شد

حلقه ماتم شد از هجران او آغوش من

دیده حسرت شود دامی که بی نخجیر شد

گفتم از خاموشی من خون رحم آید به جوش

عذر من از بی زبانی عاقبت تقصیر شد

زود در روشندلان صحبت سرایت می کند

آب با آن لطف، خونریز از دم شمشیر شد

شد ز آزادی زبان ناقصان بر من دراز

عید طفلان است چون دیوانه بی زنجیر شد

نیست از نور حقیقت هیچ چشمی بی نصیب

از که رو پنهان کند حسنی که عالمگیر شد

تشنه دیدار را سیراب کردن مشکل است

صائب از نظاره خوبان نخواهد سیر شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱۹حسن خط با حسن خلق و مردمی انباز شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲۰یار ساقی گشت و مطرب هم نوا پرداز شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۲۱از خط شبرنگ حسن یار عالمسوز شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۲۲بس که دل افسرده زین دریای پرنیرنگ شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۲۳از خط شبرنگ حسن سرکش او رام شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۲۴تا به تسلیم و رضا قانع دل خودکام شد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲۵جان به تنگ آمد زکلفت غمگساران را چه شد؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۲۶تا به خط از زلف کار دل فتاد آسوده شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.