پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۲۶

تا به خط از زلف کار دل فتاد آسوده شد

راهرو آسوده گردد راه چون پیموده شد

چهره خندان او تا در گلستان جلوه کرد

بلبلان را در نظر گل چهره نگشوده شد

صحبت زاهد مرا خاموش کرد از حرف عشق

طوطی من لال ازین آیینه نزدوده شد

می کند روشن سواد مردم از نقش قدم

چون قلم پایی که در راه سخن فرسوده شد

بود خار پیرهن امید سرسبزی مرا

تخم من تا سوخت در زیرزمین آسوده شد

بی نظر بستن میسر نیست زین زندان نجات

فتح بابی هر که را شد زین درنگشوده شد

می تراود شکوه خونینم از تیغ زبان

گرچه دندانم زنعمت خوارگی فرسوده شد

در گشاد کار من هر کس سری در جیب برد

عقده ای دیگر به کار مشکلم افزوده شد

شمع را در خواب خواهد دید باد صبحدم

گر چنین خاکستر پروانه خواهد توده شد

خواب منزل رهنوردان را دلیل غفلت است

خواب بر من تلخ شد تا راه من پیموده شد

خجلت لب باز کردن پیش نیسان سهل نیست

آب روی من چو گوهر در صدف پالوده شد

اشک شادی زود می سازد مرا پاک از گناه

دامن تیغش به خون من اگر آلوده شد

غیرت مردانه من بر نتابد کاهلی

کارفرما گشت هر کاری به من فرموده شد

چون مگس طی شد به دست و پا زدن اوقات من

تا به شهد زندگی بال و پرم آلوده شد

می توان از جوش خون گل یکایک را شنید

گر به ظاهر ناله های زار من نشنوده شد

شد مخطط آستان او ز خط سرنوشت

بس که پیشانی به خاک آستانش سوده شد

سر نپیچیدم ز تیغ موج تا همچون حباب

چشم من بر روی دریای بقا بگشوده شد

صائب از فیض ندامت کار من بالا گرفت

شهپر توفیقم آخر دست بر هم سوده شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۲۸بس که از سرگرمی فکرم نفس تفسیده شد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲۹دل پریشان از پریشان گردی نظاره شد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳۰از وصال یار داغ حسرت من تازه شد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۳۱هر سخنسازی به آن آیینه رو همخانه شد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۳۲آشنای حق شد آن کس کز جهان بیگانه شد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۳۳از سیاهی دل به تقصیرات خود بینا نشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۳۴درد من خاطرنشان یار بی‌پروا نشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۳۵ماند دلتنگ آن که باغ دلگشای خود نشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.