پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۳۴

درد من خاطرنشان یار بی‌پروا نشد

خدمت چشم ترم در راه او مجرا نشد

عاشقی، بر خواری و بی‌اعتباری صبر کن

عندلیب از خنده بی‌جای گل از جا نشد

وقت آن دیوانه خوش کز شهر چون می‌شد برون

غیر زنجیر جنون با او کسی هم‌پا نشد

خنده گل چون تواند ساختن بی‌غم مرا؟

خاطرم از گریه تلخ صراحی وانشد

صائب از چشم بد کوکب، که یارب کور باد

موسم گل رفت و چشم ساغر ما وانشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۳۶از تماشایی صفای روی جانان کم نشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۳۷روی یوسف تا کبود از سیلی اخوان نشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳۸هرگز از شاخ گلی آغوش من رنگین نشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۳۹عشق دلهای به خاک افتاده را در بر کشد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۴۰زلف چون قلاب او آب از دل آهن کشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۴۱نقطه خال لبت خط بر سویدا می‌کشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۴۲منعم از دل‌بستگی آزار دنیا می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۴۳عشق یکسان ناز درویش و توانگر می‌کشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.