پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۴۳

عشق یکسان ناز درویش و توانگر می‌کشد

این ترازو سنگ و گوهر را برابر می‌کشد

آفتاب روز محشر بیشتر می‌سوزدش

هرکه اینجا درد و داغ عشق کمتر می‌کشد

تا به کام دل کند جولان سپند شوخ ما

انتظار دامن صحرای محشر می‌کشد

دوزخ روشندلان در بند هستی بودن است

شمع این هنگامه آه از بهر صرصر می‌کشد

می‌شود از ناتوانی دشمن عاجز قوی

خنجری هر خار بر نخجیر لاغر می‌کشد

آتشین‌رویی که من پروانه او گشته‌ام

هر شرارش روغن از چشم سمندر می‌کشد

سرمه خواهد کرد چشم خفتگان خاک را

بر زمین این دامن نازی که محشر می‌کشد

می‌کشد آن روی نازک از نگاه گرم ما

آنچه از خورشید محشر سایه‌پرور می‌کشد

بیمی از کشتن ندارد شعله بی‌باک ما

شمع ما گردن به امید صبا برمی‌کشد

نیست هر ناشسته‌رویی قابل جولان اشک

این رقم را عشق بر رخسار چون زر می‌کشد

پاک گوهر را ز درد و داغ عشق اندیشه نیست

در دل آتش دم خوش عود و عنبر می‌کشد

کوری فرزند روشن می‌کند چشم گدا

ناز دونان را سپهر سفله‌پرور می‌کشد

می‌گدازد رشته را گوهر، ولیکن رشته هم

انتقام کاهش خود را ز گوهر می‌کشد

سر ز جیب صبح برمی‌آورد چون آفتاب

هرکه صائب در دل شب یک دو ساغر می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۴۵زخم گل آب از نوای آبدارم می‌کشد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۴۶غافلی کز دل نفس بی‌یاد یزدان می‌کشد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۴۷بر زمین از ناز زلف او چو دامان می‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴۸کی سر از تیغ شهادت جان روشن می کشد؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۴۹تیرگی از مد احسان جان روشن می کشد
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۵۰گرچه عمری شد صبا مشق ریاحین می کشد
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۵۱سر و بالای تو فریاد از لب جو می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۵۲از سر پر آرزو دل زردرویی می کشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.