پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵۱

سر و بالای تو فریاد از لب جو می‌کشد

آب را بر خاک از رفتار دلجو می‌کشد

بر سر مجنون نمی‌آید دگر لیلی ز ناز

گردن بیهوده‌ای از دور آهو می‌کشد

دیده هرکس نشد حیران درین عبرت‌سرا

از سبک‌سنگی گرانی چون ترازو می‌کشد

بیشتر از طول چون مارست عرض راه تو

مستی غفلت ترا از بس به هرسو می‌کشد

صائب ماه نور در دلبری گرچه طاق افتاد(ه)

بر زمین خط پیش آن محراب ابرو می‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۵۳آن رخ گلرنگ می باید زصهبا بشکفد
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۵۴حسرت از منقار خون‌آلود بلبل می‌چکد
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۵۵نه همین از حرف دردآلود من خون می چکد
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۵۶از سر خاک شهیدان سبزه گلگون می‌دمد
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵۷شمع روشن شد چو اشک از دیده بینا فشاند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۵۸دست چون عیسی زدنیا پاک می باید فشاند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۵۹عمر رفت و خار خارش در دل بیتاب ماند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۶۰هر که در زنجیر آن مشکین سلاسل ماند ماند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.