پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵۶

از سر خاک شهیدان سبزه گلگون می‌دمد

چون نباشد لاله‌گون تیغی که از خون می‌دمد؟

سرکشی در آب و خاک مردم افتاده نیست

در زمین خاکساری دانه وارون می‌دمد

گر پریشان اختلاطی نیست لازم حسن را

هر سحرگه آفتاب از مشرقی چون می‌دمد؟

کوهکن هر کاسهٔ خونی که خورد از دست رشک

از مزارش در لباس لاله بیرون می‌دمد

ره ندارد جلوه آزادگی در کوی عشق

سرو اگر کارند اینجا بید مجنون می‌دمد

خاکدان دهر را طوفان اگر آبی دهد

تا به دامان جزا از خاک، قارون می‌دمد

داغ مجنون بیابان گرد دارد بر جگر

لاله‌ای کز سینه صحرا و هامون می‌دمد

نیست بی‌حسن ادا یک نقطه صائب شعر من

از زمین پاک من هر دانه موزون می‌دمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۵۸دست چون عیسی زدنیا پاک می باید فشاند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۵۹عمر رفت و خار خارش در دل بیتاب ماند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۶۰هر که در زنجیر آن مشکین سلاسل ماند ماند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۶۱از حجاب عشق دل از وصل او نومید ماند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۶۲عاقبت در سینه ام دل از تپیدن بازماند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶۳مال رفت از دست و چشم خواجه در دنبال ماند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۶۴از غبار خط دهان تنگ او پوشیده ماند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۶۵بدعت برگرد سرگشتن گر از پروانه ماند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.