پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۶۱

از حجاب عشق دل از وصل او نومید ماند

روی مه ناشسته در سرچشمه خورشید ماند

عمر کوته می شود از دستگیری پایدار

در بساط زندگانی خضر از آن جاوید ماند

بیقراری خاک را وقت است بردارد زجای

بس که در زیر زمین دلهای پرامید ماند

از اثر دور نکونامان نمی گردد تمام

در جهان از فیض جام آوازه جمشید ماند

ناخن تدبیر سر از کار ما بیرون نبرد

زیر ابر تیره پنهان این هلال عید ماند

حسن نتوانست کردن خط مشکین را علاج

آخر این ابر تنک بر چهره خورشید ماند

صائب از داغ عزیزان خضر روز خوش ندید

وای بر آن کس که در قید جهان جاوید ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۶۳مال رفت از دست و چشم خواجه در دنبال ماند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۶۴از غبار خط دهان تنگ او پوشیده ماند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۶۵بدعت برگرد سرگشتن گر از پروانه ماند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۶۶از هجوم اشک دل در چشم خونپالا نماند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۶۷از دیار مردمی دیار در عالم نماند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶۸حیف کز آیینه رویان پاکدامانی نماند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۶۹آبها آیینه سرو خرامان تواند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۷۰اهل همت بحر را از خار و خس پل بسته اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.