پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۶۳

مال رفت از دست و چشم خواجه در دنبال ماند

از دو صد خرمن، تهی چشمی به این غربال ماند

از حریصان نیست چیزی در جهان جز آه سرد

یادگار از عنکبوتان رشته آمال ماند

رشته طول امل کرده است مردم را مهار

خضر شد، زین کاروان هر کس که در دنبال ماند

از جوانی نیست غیر از داغ حسرت در دلم

نقش پایی چند از آن طاوس زرین بال ماند

گوهر دندان زپیری ریخت چون شبنم به خاک

عقده ها در رشته عمر از شمار سال ماند

آب شد دل ز انتظار و چهره مطلب ندید

در دل آیینه ما حسرت تمثال ماند

بیضه دل را برون آورد عشق از دست جان

این هما را مشت خاشاکی به زیر بال ماند

نیست غیر از گرد کلفت حاصل ملک جهان

صرف در تسخیر دل کن آنچه از اقبال ماند

حرص را از ریزش دندان غم روزی فزود

زنگ ازین نقد روان در کیسه آمال ماند

شوق لیلی برد ما را صائب از عالم برون

حسرت دیوانه ما در دل اطفال ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۶۵بدعت برگرد سرگشتن گر از پروانه ماند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۶۶از هجوم اشک دل در چشم خونپالا نماند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۶۷از دیار مردمی دیار در عالم نماند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۶۸حیف کز آیینه رویان پاکدامانی نماند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۶۹آبها آیینه سرو خرامان تواند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۷۰اهل همت بحر را از خار و خس پل بسته اند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷۱خاکسارانی که همت بر تحمل بسته اند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۷۲از سر زانوی خود آیینه دارت داده اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.