پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷۱

خاکسارانی که همت بر تحمل بسته اند

دست رستم را به تدبیر تنزل بسته اند

از ثبات پای خود لنگر به دست آورده اند

بادبان بر کشتی خود از توکل بسته اند

در چه ساعت در چمن رنگ محبت ریختند؟

غنچه ها یکسر کمر در خون بلبل بسته اند

تا زیاجوج هوس باشند ایمن گلرخان

سد آهن در ره از تیغ تغافل بسته اند

صائب امشب در چمن چندان که خواهی عیش کن

روی گل وا کرده اند و چشم بلبل بسته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۷۳بهر قطع گفتگو تیغ زبانت داده اند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۷۴ناله ای گیراتر از چنگ عقابم داده اند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۷۵عشق بالا دست وجان بیقرارم داده اند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۷۶منت ایزد را که طبع بی نیازم داده اند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۷۷ساده لوحانی که درد خود به درمان داده اند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۷۸از سپهر نیلگون خاکستر ما کرده اند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷۹حُسن را پوشیده در خط چون عنبر کرده‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸۰خنده‌ات را چاشنی از شیر و شکّر کرده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.