پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷۷

ساده لوحانی که درد خود به درمان داده اند

دامن یوسف زدست از مکر اخوان داده اند

محرمان کعبه مقصود، از تار نفس

جامه احرام خود چون صبح سامان داده اند

یک گل بی خار گردیده است در چشمم جهان

تا مرا چون شبنم گل چشم حیران داده اند

نیست غافل عاشق از پاس ادب در بیخودی

عندلیب مست را سر در گلستان داده اند

ناله زنجیر دارد حلقه چشم غزال

تا من دیوانه را سر در بیابان داده اند

اهل دنیا حلقه بیرون در گردیده اند

همچو زنبور عسل تا خانه سامان داده اند

عارفان را شکوه ای از گردش افلاک نیست

اختیار کشتی خود را به طوفان داده اند

زیر بار منت گردون دو تا گردیده ام

همچو ماه نو مرا تا یک لب نان داده اند

گفتگوی ماست بی حاصل، وگرنه مور را

مزد گفتار از شکرخند سلیمان داده اند

از دل پرخون و آه آتشین و اشک گرم

آنچه می باید مرا صائب به سامان داده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۷۹حُسن را پوشیده در خط چون عنبر کرده‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۸۰خنده‌ات را چاشنی از شیر و شکّر کرده‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۸۱گوشه‌گیرانی که رو در خلوت دل کرده‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۸۲خشم را روشندلان در حِلم پنهان کرده‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۸۳گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۸۴وقت جمعی خوش که دفتر را در آب افکنده اند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۸۵از لبش آنها که خود را در شراب افکنده اند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸۶شوخ‌چشمان درد بیش و کم به دل افزوده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.