پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۸۳

گلرخان از خون ما رخساره گلگون کرده‌اند

صد جگر افشرده تا یک جام پرخون کرده‌اند

از غبار خاکساری دیده رغبت مپوش

بر سر این خاک، ارباب نظر خون کرده‌اند

سهل باشد سر بر آوردن ز جیب آسمان

زین قبا مردان به طفلی دست بیرون کرده‌اند

در نظربازی سرآمد چون نباشند آهوان؟

مدتی زانوی خود ته پیش مجنون کرده‌اند

آنچه می‌پیچد درین دریا به خود، گرداب نیست

اشک‌ریزان حلقه‌ها در گوش جیحون کرده‌اند

جامه خاکستری از سوز دل پوشیده‌اند

قمریان تا مصرعی چون سرو موزون کرده‌اند

در بیابان جنون هر جا که جوش لاله‌ای است

عاشقان خاری ز پای خویش بیرون کرده‌اند

عارفان صائب ز سعد و نحس انجم فارغند

صلح کل با ثابت و سیار گردون کرده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۸۵از لبش آنها که خود را در شراب افکنده اند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۸۶شوخ‌چشمان درد بیش و کم به دل افزوده‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۸۷دوربینانی که در پرداز دل کوشیده‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۸۸تن‌پرستانی که در تضییع آب و دانه‌اند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۸۹از مروت نیست منع صوفی از ذکر بلند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۹۰تا برون آمد به سیر ماه آن مشکین کمند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۹۱پای رفتن از حریم او کجا دارد سپند؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۹۲از دل سنگین لیلی کعبه جان ساختند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.