پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۸۶

شوخ‌چشمان درد بیش و کم به دل افزوده‌اند

ورنه ارباب رضا از بیش و کم آسوده‌اند

شور محشر را صفیر نی تصور می‌کنند

این سیه‌مستان غفلت بس که خواب‌آلوده‌اند

هرکه دید آن خال‌ها بر دور چشم یار، گفت

این غزالان بین که برگرد حرم آسوده‌اند

کیستم من تا به گرد محمل لیلی رسم؟

برق و باد از دور گردان قدم فرسوده‌اند

با چنین عجزی که بیکاری نمی‌آید ز ما

کار دنیا را و عقبی را به ما فرموده‌اند

این جواب آن غزل صائب که می‌گوید حکیم

«بر بناگوشت مثال کفر و دین بنموده‌اند»

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۸۸تن‌پرستانی که در تضییع آب و دانه‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۸۹از مروت نیست منع صوفی از ذکر بلند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۹۰تا برون آمد به سیر ماه آن مشکین کمند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۹۱پای رفتن از حریم او کجا دارد سپند؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۹۲از دل سنگین لیلی کعبه جان ساختند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۹۳در سر پرشور ما تا رنگ سودا ریختند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۹۴خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۹۵لاله ها از پرتو رخسار او گلگون شدند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.