پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۸۷

دوربینانی که در پرداز دل کوشیده‌اند

چهره صبح قیامت را همین جا دیده‌اند

از دو چشم دوربین در زندگی روشندلان

در ترازوی قیامت خویش را سنجیده‌اند

نیستند از فکر صید خلق غافل زاهدان

گربه ظاهر دیده چون باز از جهان پوشیده‌اند

کثرت خلق است از وحدت حجاب دیده‌ها

از علم غافل ز گرد لشکری گردیده‌اند

بوته از بهر گداز خویش سامان داده‌اند

ساده‌لوحانی که همچون مه به خود بالیده‌اند

نیست در روی زمین یک کف زمین بی‌انقلاب

وقت آنان خوش که در زیر زمین خوابیده‌اند

می‌کند زیر و زبر صائب خزان در یک نفس

برگ عیشی را که چون گل خلق بر هم چیده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۸۹از مروت نیست منع صوفی از ذکر بلند
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۹۰تا برون آمد به سیر ماه آن مشکین کمند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۹۱پای رفتن از حریم او کجا دارد سپند؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۹۲از دل سنگین لیلی کعبه جان ساختند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۹۳در سر پرشور ما تا رنگ سودا ریختند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۹۴خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۹۵لاله ها از پرتو رخسار او گلگون شدند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۹۶اهل همت جنس خواری را به عزت می خرند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.