پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۸۹

از مروت نیست منع صوفی از ذکر بلند

مهر خاموشی در آتش چون زند بر لب سپند؟

روح قدسی در تن خاکی چسان خامش شود؟

طشت بام افتاده را آواز می باشد بلند

اختیاری نیست وجد و نعره ارباب حال

در گسستن ناله بیتابانه می خیزد زبند

حلقه ذکرست، اگر در گاه حق را حلقه ای است

پامنه زین حلقه بیرون تا شوی اقبالمند

می کند مغشوش جوهر صفحه آیینه را

صوفیان صافدل از علم رسمی فارغند

بی حدی ممکن نگردد قطع راه دور عشق

سالکان واصل نمی گردند بی ذکر بلند

از فلاخن سنگ بی گردش نمی گردد خلاص

جان زندانی به وجد آزاد می گردد زبند

جان علوی در تن سفلی چسان گیرد قرار؟

صید وحشی چون شود آسوده در دام و کمند؟

از نمد بر سنگ صائب می خورد دندان مار

هر که شد پشمینه پوش آزاد گردد از گزند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۹۱پای رفتن از حریم او کجا دارد سپند؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۹۲از دل سنگین لیلی کعبه جان ساختند
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۹۳در سر پرشور ما تا رنگ سودا ریختند
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۹۴خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدند
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۹۵لاله ها از پرتو رخسار او گلگون شدند
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۹۶اهل همت جنس خواری را به عزت می خرند
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۹۷هر که بر دار فنا مردانه پشت پا زند
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۹۸در دل شب هر که جامی از می احمر زند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.