پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۹۸

در دل شب هر که جامی از می احمر زند

صبحدم با آفتاب از یک گریبان سرزند

وقت رفتن زردرویی می برد با خود به خاک

هر که چون خورشید تابان حلقه بر هر در زند

بایدش اول به گردن خون صدبلبل گرفت

کوته اندیشی که در گلزار گل بر سر زند

داغ محرومی بر آرد دود از خرمن مرا

شمع چون پروانه را آتش به بال و پر زند

ناامیدی را به خود خواند به آواز بلند

جز در دل حلقه هر کس بر در دیگر زند

آب حیوان شهنشاهان بود اجرای حکم

قطره بیهوده در ظلمات اسکندر زند

خشک چون موج سراب از شوره زار آید برون

غوطه گر لب تشنه دیدار در کوثر زند

طی شد ایام جوانی از بناگوش سفید

شب شود کوتاه چون صبح از دو جانب سرزند

سگ به یک در قانع از درها شد و نفس خسیس

حلقه دم لا به هر دم بر در دیگر زند

صائب از تیغ زبان هر جا شود گوهرفشان

مهر خاموشی به لب شمشیر از جوهر زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۰۰جام خالی غوطه در خُم بی‌محابا می‌زند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۰۱نه همین بر قلب ایمان یا دل ما می‌زند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۰۲در گلستانی که بلبل جوش غیرت می زند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۰۳با دهان خشک هرکس خندهٔ تر می‌زند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۰۴هرکه دامن بر میان در چیدن گل می‌زند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۰۵با لب خاموش هر کس غوطه در خون می زند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۰۶چون ز تاب می رخت بر لاله پهلو می‌زند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۰۷شانه چون بر زلف خود آن عنبرین‌مو می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.