پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۰۷

شانه چون بر زلف خود آن عنبرین‌مو می‌زند

در بیابان داغ‌های لاله را بو می‌زند

در تپیدن‌های دل عاشق ندارد اختیار

بال و پر در شیشه دل آن پری‌رو می‌زند

همچو مژگان هر که را دل می‌دهد آن چشم مست

بی‌محابا سینه بر شمشیر ابرو می‌زند

سرو را در حلقه آغوش دارد گرچه تنگ

نعل وارون همچنان قمری ز کوکو می‌زند

عاشقان پنهان نمی‌سازند داغ عشق را

هرکه از فرماندهان شد مهر بر رو می‌زند

از نزول آیه رحمت بود در پیچ و تاب

هرکه زیر تیغ جانان چین بر ابرو می‌زند

از نظر بازان نگردد حسن اگر صائب تمام

گرد مجنون حلقه از بهر چه آهو می‌زند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۰۹می پرستان در بهشت نقد ساغر می کشند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۱۰پرده پوشی عشق عالمسوز را پیدا کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۱۱عشق شورانگیز اگر جا در دل خارا کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۱۲هر که بال و پر چو سرو از همت والا کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۱۳می به جرأت در قدح در پای خم مینا کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۱۴پیش ابر نوبهاران چون صدف لب وا کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۱۵آه ازان روزی که عاشق شکوه را سر وا کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۱۶هر که چین منع از ابروی دربان وا کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.