پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱۲

هر که بال و پر چو سرو از همت والا کند

سیر با استادگی در عالم بالا کند

از دل پرخون بود در گریه چشم من دلیر

دخل دریا ابر را در خرج بی پروا کند

کار چون افتاد شیرین، کارفرما می شود

تیشه فرهاد ممکن نیست سر بالا کند

درفشاندن گر کند تقصیر از دون همتی است

هر که احسان همچو ابر از کیسه دریا کند

منع دلهای دونیم از ناله کردن مشکل است

شق زبان خامه لب بسته را گویا کند

می کند یاد گرانجانان سبک چون برگ کاه

قاف اگر گاهی گرانی بر دل عنقا کند

می تواند کرد بر گردن فرازان سروری

هر که در هنگام ریزش خنده چون مینا کند

نیست عیب خویش دیدن کار هر نادیده ای

سرمه توفیق تا چشم که را بینا کند

این دم گرمی که من از چرب نرمی دیده ام

نخل مومین می تواند ریشه در خارا کند

شهر زندان می شود صائب به چشم وحشتم

گردبادی چون نفس را راست در صحرا کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۱۴پیش ابر نوبهاران چون صدف لب وا کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۱۵آه ازان روزی که عاشق شکوه را سر وا کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۱۶هر که چین منع از ابروی دربان وا کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۱۷زلف مشکینت دهان شانه پر عنبر کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۱۸عشق خوش سودا کف بی مغز را عنبر کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۱۹رخنه سیل اشک من در سد اسکندر کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۲۰چون به یاد آشیان مرغم صفیری سر کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۲۱جلوه ای سرکن که خون از چشم بلبل سر کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.