پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۲۰

چون به یاد آشیان مرغم صفیری سر کند

دانه را سازد سپند و دام را مجمر کند

ناله من این چنین پست از فضای عالم است

شعله ام ضبط نفس از تنگی مجمر کند

هر رگم چون برق می تابد ز زیر ابر جسم

خون گرم من نمی دانم چه با نشتر کند

نامه اعمال چون برگ خزان ریزد به خاک

آه سردم گر گذاری بر صف محشر کند

قطره ای اشک مروت نیست در چشم سحاب

دانه امید ما از خاک چون سر بر کند؟

صبح از رویش دهد خورشید تابان چشم آب

چون گل از شبنم دل شب هر که چشمی تر کند

خشت خم سر کله با خورشید تابان می زند

پرتو این می دهان شیشه را خاور کند

روزگار غنچه خسبی خوش کز استغنای فقر

همچو عنقا بوریای خود زبال و پر کند

گر کند تیغ نگاه خویش بر مو امتحان

ساده رو آیینه را از طره جوهر کند

راز دل گاهی به خاموشی نهان ماند که موم

پرده داری پیش چشم روزن مجمر کند

گرنه صائب داغدار از رفتن پروانه است

شمع خاکستر چرا در انجمن بر سر کند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۲۲هر که قطع راه مطلب در رکاب دل کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۲۳باطلان را گفتگوی حق اثر در دل کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۲۴خط مگر با آن لب میگون مرا همدم کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۲۵آسمان از برق آهم دست و پا را گم کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۲۶تا به کی گرد کدورت زیر دیوارم کند؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۲۷نیستم آتش که هر خاری به زنجیرم کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۲۸مطربی خواهم که مست از نغمه سازم کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۲۹صحبت روشن ضمیران جسمها را جان کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.