پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۲۳

باطلان را گفتگوی حق اثر در دل کند

آب شیرین گر زمین شور را قابل کند

چون جواب تلخ از احسان خود باشد خجل

بحر را همت اگر در دامن سایل کند

نعل در آتش گذارد هر که را درد طلب

هفتخوان چرخ را چون آه یک منزل کند

باده لعلی نماید در صراحی خویش را

خون ما چون سرکشی از گردن قاتل کند؟

خط مشکین در فسون بیهوده می سوزد نفس

نیست ممکن سحر چشم یار را باطل کند

از گرانسنگی سبک جولان شود سیل ضعیف

روح را خواب گران در سیر مستعجل کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۲۵آسمان از برق آهم دست و پا را گم کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۲۶تا به کی گرد کدورت زیر دیوارم کند؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۲۷نیستم آتش که هر خاری به زنجیرم کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۲۸مطربی خواهم که مست از نغمه سازم کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۲۹صحبت روشن ضمیران جسمها را جان کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۳۰دیده پرخون من گر این چنین طوفان کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۳۱زلف مشکینت که خون در ساغر ایمان کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۳۲چون کسی در دل خیال آن کمر پنهان کند؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.