پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳۲

چون کسی در دل خیال آن کمر پنهان کند؟

نیست ممکن رشته را کس در گهر پنهان کند

می نماید تلخی بادام آخر خویش را

گرچه شیرین کار او را در شکر پنهان کند

نیست ایمن هیچ سرسبزی ز چشم شور خلق

روی خود چون خضر از مردم مگر پنهان کند

از خم چوگان گردون گوی بیرون برده است

در گریبان تأمل هر که سر پنهان کند

صبر و طاقت برنمی آید به کوه درد و غم

قاف را عنقا چسان در زیر پر پنهان کند؟

خودنمایی لازم افتاده است درد عشق را

لاله نتوانست داغی در جگر پنهان کند

حال ما دردی کشان بر هیچ کس پوشیده نیست

بحر چون از دیده ها دامان تر پنهان کند؟

خرده راز محبت پرده سوز افتاده است

سنگ نتوانست در دل این شرر پنهان کند

می تراود گریه از رخسار اهل درد را

آب هیهات است خود را در گهر پنهان کند

می شود روشن زآتش بوی هر هیزم که هست

نیست ممکن عیب خود کس در سفر پنهان کند

از فریب خال او ایمن مشو صائب که حسن

در دل هر دانه ای دام دگر پنهان کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۳۴بوی پیراهن زلیخا را کجا روشن کند؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۳۵ناله آتش عنانم رخنه در گردون کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۳۶کی گره باز از دل من باده گلگون کند؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۳۷ترک یاران کرده ای ای بیوفا، یار این کند؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۳۸گرنه دل را زلف مشکینش نگهداری کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۳۹هر که اوقات گرامی صرف خودسازی کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۴۰زلف دلها را به دور خط نگهبانی کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۴۱با خیال دوست هر کس مجلس آرایی کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.