پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۳۹

هر که اوقات گرامی صرف خودسازی کند

خانه اش سازست چون جان خانه پردازی کند

همچو اخگر زود خاکسترنشین خواهد شدن

هر سبک مغزی که چون آتش سرافرازی کند

هر که خواهد بر سر زانوی خوبان جای خود

به که چون آیینه چندی خانه پردازی کند

غوطه در خون شفق زد مهر از تیغ زبان

این سزای آن که با عالم زبان بازی کند

آهوان را وحشت مجنون زوحشت توبه داد

چون بود میدان تهی هر کس سبکتازی کند

شد کف خاکستری بلبل زسوز ناله ام

وای بر خاری که با آتش زبان بازی کند

آن که از آیینه می پوشید رخسار از حیا

این زمان در ساغر می چهره پردازی کند

خودنمایی لازم نودولتان افتاده است

خون چو گردد مشک ناچارست غمازی کند

دلربایی شیوه هر مرغ کوته بال نیست

نقش بندد بر زمین کبکی که شهبازی کند

بلبلان چون غنچه بر لب مهر خاموشی زنند

در گلستانی که صائب نغمه پردازی کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۴۱با خیال دوست هر کس مجلس آرایی کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۴۲جذبه عاشق اثر در سنگ خارا می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۴۳سیل اشکم گوهر راز آشکارا می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۴۴هرکه آن لب‌های میگون را تماشا می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۴۵عشق جا در سینه های تنگ پیدا می کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴۶دل در آن زلف زره سان جای خود وا می کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۴۷سیر چشمی خاک در چشم سخاوت می کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۴۸آن که از اوضاع خود دایم شکایت می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.