پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۴۵

عشق جا در سینه های تنگ پیدا می کند

جای خود را این شرر در سنگ پیدا می کند

با سبک قدران نمی گردد طرف تمکین عشق

کوهکن از بیستون همسنگ پیدا می کند

نیست جان پاک را چون بیقراری صیقلی

آب چون ماند ازروانی زنگ پیدا می کند

آرزو در طبع پیران از جوانان است بیش

در خزان هر برگ چندین رنگ پیدا می کند

می شود از خط دل سنگین خوبان چرب نرم

عذرخواه از مومیایی سنگ پیدا می کند

هر که دارد ناخن مشکل گشایی چون نسیم

در گلستان غنچه دلتنگ پیدا می کند

باش با نان تهی قانع کز الوان نعم

آرزو گلهای رنگارنگ پیدا می کند

غافلان را پرده غفلت بود در آستین

پای خواب آلود عذر لنگ پیدا می کند

در کلام عاشقان هم ربط پیدا می شود

نغمه بلبل اگر آهنگ پیدا می کند

آن که جنگ او بود شیرین تر از حلوای صلح

بی سبب تقریب بهر جنگ پیدا می کند

نیست خوبان را به از شرم و حیا گلگونه ای

شیشه حسن از باده گلرنگ پیدا می کند

نیست صائب فکر روزی عاشق دیوانه را

دانه خود کبک مست از سنگ پیدا می کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۴۷سیر چشمی خاک در چشم سخاوت می کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۴۸آن که از اوضاع خود دایم شکایت می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۴۹مست ناز من ز ساغر تا لبی تر می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۵۰تشنه جانان را کجا سیراب ساغر می‌کند؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۵۱سیرچشمی تنگدستان را توانگر می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۵۲محو جانان خویش را جانان تصور می کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۵۳خال موزونت سویدا را زدل حک می کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۵۴گر چنین آن چشم جادو رخنه در دل می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.