پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۴۸

آن که از اوضاع خود دایم شکایت می‌کند

خاطر دشمن فزون از خود رعایت می‌کند

می‌شود سرحلقه روشندلان روزگار

هرکه چون چشم آشنایی را رعایت می‌کند

نیست ایمن از گزند شوخ چشمان جهان

عاشق مسکین که اظهار شکایت می‌کند

ابر احسان می‌کند در خاک تیغ برق را

باد دستی خرمن ما را هدایت می‌کند

کارفرمای غضب را خشم می‌سوزد نخست

بعد از آن در دیگران گرمی سرایت می‌کند

نور خود را بر زمین هرگز نماند آفتاب

عشق صائب عاقبت دل را هدایت می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۵۰تشنه جانان را کجا سیراب ساغر می‌کند؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۵۱سیرچشمی تنگدستان را توانگر می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۵۲محو جانان خویش را جانان تصور می کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۵۳خال موزونت سویدا را زدل حک می کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۵۴گر چنین آن چشم جادو رخنه در دل می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۵۵شوق را آتش عنان دوری منزل می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۵۶خصم غالب را زبون صبر و تحمل می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۵۷گر جلا آیینه‌های تیره را نم می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.