پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۵۶

خصم غالب را زبون صبر و تحمل می‌کند

از تواضع سیل را مغلوب خود پل می‌کند

از ترحم حسن جولان می‌نماید در نقاب

ساقی از بی‌ظرفی ما آب در مل می‌کند

با خودآرایان به سر بردن جنون می‌آورد

طرّه دستار اینجا ناز کاکل می‌کند

نیست حسن و عشق اگر یکرنگ با هم، از چه رو

خنده گل رخنه در منقار بلبل می‌کند؟

رتبه افتادگی از کیمیا بالاترست

قطره ناچیز را گوهر تنزل می‌کند

خرده‌ای چون غنچه هرکس را که باشد در گره

زیر چندین پرده از رخسار او گل می‌کند

می‌خورد رزق حلال، آن کس که در ملک وجود

کسب خود را پرده روی توکل می‌کند

از دل پرخون بود گفتار دردآلود من

در بساط شیشه تا می هست قل‌قل می‌کند

قامت خم بیش می‌سازد شتاب عمر را

سیل را پا در رکاب سرعت این پل می‌کند

حسن صائب رام می‌گردد ز استغنای عشق

چاره این صید وحشی را تغافل می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۵۸فکر جمعیت عبث دل را پریشان می‌کند
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۵۹عمر را کوته نفس‌های پریشان می‌کند
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۶۰نفس را مطلق عنان رزق فراوان می‌کند
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۶۱دیده‌ها را چهرهٔ گلرنگ گلشن می‌کند
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۶۲گر به ظاهر حسن میل آرمیدن می کند
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۶۳ساغر پر می علاج جان محزون می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۶۴گر چنین نشو و نما آن نخل موزون می‌کند
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۶۵خط غزال چشم را آهوی مشکین می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.